محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5028

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به خدا از اين سخن خدا را منظور نداشتى اما خواستى بگويند بر خاست و گفت و عقوبت ديد و صبورى كرد و باك نداشت . و اى تو اگر مىخواستم و سخت مىگرفتم . اينك بخشش مرا غنيمت شمار ، مبادا تو و شما گروه مردم نظير آن را بياريد كه حكمت به ما نزول يافته و از پيش ما جدا شده . كار را به اهلش باز بريد كه به جاى خويش قرار گيرد و از آنجا باز يابيد . » گويد : آنگاه به سخن خويش باز گشت و گويى آن را از كف خويش مىخواند و گفت : « شهادت مىدهم كه محمد بنده و فرستادهء اوست . » ابن ابى الجوزا گويد : ابو جعفر در بغداد در مسجد المدينه بر منبر سخن مىكرد به پا خاستم و اين آيه را خواندم كه : « * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ 61 : 2 ) * . » [ 1 ] يعنى : شما كه ايمان داريد ، چرا چيزها گوييد كه نمىكنيد ؟ پس مرا گرفتند و به نزد وى وارد كردند گفت : « واى تو كيستى ؟ مقصودت اين بود كه ترا بكشم ، از پيش من برو كه ديگر نبينمت . » گويد : پس به سلامت از نزد وى برون شدم . ابراهيم بن عيسى گويد : ابو جعفر منصور در اين مسجد - مقصود مسجد - المدينه بغداد است - سخن مىكرد و چون به اين آيه رسيد كه « * ( اتَّقُوا الله حَقَّ تُقاتِه 3 : 102 ) * . » [ 2 ] يعنى : از خدا چنان كه شايستهء ترسيدن از اوست بترسيد . يكى برخاست و گفت : « تو نيز اى بندهء خدا ، از خدا چنان كه شايستهء ترسيدن از اوست بترس . » گويد : ابو جعفر سخن خويش را بريد و گفت : « از كسى كه به نام خداى تذكار مىدهد ، استماع مىكنم ، استماع مىكنم اى بنده خدا بگوى كه ترس از خدا چيست ؟ »

--> [ 1 ] سورهء صف آيه 2 [ 2 ] سورهء آل عمران آيه 100